نویسنده: آندره ژید

مترجم: مهستی بحرینی

راوی: هادی زنوزی اصل

دانلود بخش اول (حجم: 9MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 

بخش های باقیمانده به زودی به سایت اضافه خواهد شد...

این کتاب آندره ژید، نویسنده فرانسوی ‌که در 1897 منتشر شد، بدون شک مشهورترین اثر این نویسنده است. دو قسمت از این کتاب، یعنی «سرود انار» و «منالک»، قبلاً در مجلات منتشر شده بود. قسمت اول در مجله سانتور و قسمت دوم در ارمیتاژ. با این همه، آندره‌ ژید در مقدمه چاپ 1927 نوشت که این کتاب مدت درازی ناشناخته مانده بود و در «مدت ده سال فقط پانصد نسخه از آن به فروش رفت». شاید نفوذ و تأثیر عجیبی که مائده‌های زمینی به مدت پنجاه سال، به خصوص در نسل جوان، داشت موجب تعجب گردد. این تأثیر بیشتر اخلاقی بود تا استحسانی. اگر در بسیاری از نویسندگان فرانسوی،‌ از مونترلان گرفته تا آلبرکامو، اثری از مائده‌های زمینی مییابم،‌ شکی نیست که این تأثیر،‌ به علت این که مائده‌های زمینی کتاب شبانه‌روزی چندین نسل جوان بوده است، غالباً ‌باطنی و شخصی جلوه میکند.


چنین پیداست که تأثیر مورد بحث با رعایت مو به موی دستوری که ژید ‌در پایان کتاب به خواننده مطلوب خود میدهد، صورت گرفته باشد: «ناتانائل، اکنون کتاب مرا دور بینداز، از آن رها شو، مرا ترک کن.» مائده‌های زمینی که مرکب از هشت کتاب و مقدمه‌ای کوتاه و یک سرود و یک تخلص است،‌ اثری آموزشی شمرده میشود که نویسنده در آن، نه تنها ترک کتاب خود را به خواننده توصیه میکند، بلکه به او میآموزد که خود را نیز ترک کند و گریبان خود را از قید برخی دستورهای فکری رها سازد تا هم جهان و هم خویشتن را، در پرتو تجربیات و نوعی شهود شخصی بهتر بشناسد: «ای کاش کتاب من به تو بیاموزد که به خویشتن بیشتر توجه کنی.. بعد همه چیز را بیشتر از خودت دوست میداری.»


باید مد نظر داشت که قبل از هر چیز مائده‌های زمینی اثر نویسنده‌ای متخصص در معارف متقدم یونان و روم است به معنایی که قرن شانزدهم در برخی از واکنشهای خدانشناسانه به این کلمه داده بود. ژید در معرفی مجدد کتاب خود به خوانندگان، در مقدمه سال 1927، حدود مائده‌های زمینی را مشخص کرد و با این کار قصد داشت ‌ با قرار دادن کتاب در موقعیت خود و توجیه دقیق‌تر آن از اهمیتش بکاهد. نباید فراموش کرد که مائده‌های زمینی در حقیقت، اثر کسی است که دوره نقاهت را میگذرانده و در عصری نوشته شده است که ‌«ادبیات به سختی حالت تصنعی به خود گرفته بود و بوی ماندگی میداد». و ژید درست در همان زمانی که این کتاب را مینوشت، آزادیی را که کتابش مطالبه می‌کند، از دست داده بود.


ژید، در این مقدمه، به خصوص اصرار دارد که مبادا او را در این اثر محبوس کنند، زیرا مدت مدیدی است که خودش از آن جدا شده است. این کتاب، در دوران نویسندگی او مرحله‌ای و لحظه‌ای بیش نیست. این توضیح ژید که اندکی از «موفقیت دیر به دست آمده ولی درخشان مائده‌ها» به هراس افتاده بود و از تفسیرهای کم و بیش خارج از اندازه‌ای که از آن میشد دچار شگفتی شده بود، کاملاً در شأن وی بود و وسواس و نگرانی وجدانی مفرط او را در قبال مسئولیت نویسنده و رهبری فکری نشان می‌دهد.

نوشته شده توسط دامون

www.audiolib.ir