هویت چهل تکه و تفکر سیار

نویسنده: داریوش شایگان

مترجم: فاطمه ولیانی

(اصل کتاب را دکتر شایگان به زبان فرانسوی نگاشته اند)

راوی: خدیجه بابایی      زمان کل: ۱۶ ساعت و ۳۱ دقیقه

 دانلود بخش اول (حجم: 20.2MB)             دانلود بخش دوم (حجم: 20.1MB)

دانلود بخش سوم (حجم: 20.1MB)        دانلود بخش چهارم (حجم: 20.1MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: 16.7MB)          دانلود بخش ششم (حجم: 14.4MB)

کتابی که در معرض دید خواننده ایرانی گذاشته می شود ، کتابی است به ظاهر پراکنده و پیچیده که در آن سطوح مختلف آگاهی، وجوه متعدد شناخت، اعم از فلسفه ، جامعه شناسی، روان شناسی باهم برخورد می کنند و شاید هم نوعی آهنگ ناموزون چند نوایی ایجاد می کنند. این تداخل قطعاً عمدی نیست، بلکه از آشفتگی اوضاع فرهنگی خود جهان ناشی می شود، جهانی که آنچنان مختل و رنگارنگ گشته است که یافتن یک لنگر گاه سکون و دیدی فراگیر بسیار دشوار شده است. در این نوشته کوشیده ام در حد توانایی خود، طرحی، هر چند ناقص و نارسا، از نابسامانی موقعیت فرهنگی کنونی جهان ترسیم کنم. بنابراین کتاب هم پر مدعاست و هم متواضع. پر مدعاست چون سعی می کند در پس این آشفتگی نظام منسجمی را عیان سازد و ساخت های سیال آن را در سطوح گوناگون شناخت دنبال کند. ولی متواضع هم هست، زیرا هیچ داعیه ای ندارد که فرضیه ای جدید ارائه دهد یا دیدگاه خاص و ناگفته ای عرضه کند. 


اگر بپذیریم که کلیه جهان بینی های مسلط که طی قرون در جهان تفکر، هر یک به نوبت خود، حاکم بوده اند و هر یک حقیقت را به نظر تنگ و بسته خود محدود می کرده اند، امروزه دیگر از درجه اعتبار پیشین خود ساقط شده اند، اگر بپذیریم که نظامات انتقادی قرن بیستم همه سیستم های فکری جهان شمول را از درون مانند موریانه خورده است، اگر بپذیریم که بیشتر اعتقادات دیرینه ، مشروعیت جزمی سابق خود را از دست داده اند و مبدل به غباری از تصورات پراکنده شده اند که هم اکنون در فضای فکری جهان شناورند ، پس باید قبول کنیم که ما دیگر با دیوارهای استوار اعتقادات گذشته و "اونتولوژی" های سفت و سخت سابق روبرو نیستیم ، بلکه با یک هستی در هم شکسته و ویران شده مواجهیم که به صورت لمعات حضور، ذرات گسسته هستی ، لحظات برق آسای هوشیاری خود را به ما می نمایاند. آنچه فی الواقع در جمیع مراتب جهان و همه سطوح شناخت خودنمایی می کند اصل همبستگی متقابل همه جانبه است. 


این اصل، چنانکه در مقدمه این کتاب به تفصیل بیان شده است، در کلیه سطوح فرهنگی ، فلسفی، اجتماعی و تکنولوژیک منعکس است و بی شک جهانی رنگارنگ ، شهر فرنگ وار و به غایت متلون پدیده آورده، به طوری که اولین نتیجه محتوم آن ، ظهور حوزه اختلاط و دو رگه سازی همگانی است. یعنی ما، خواه نا خواه ، در شرف تکوین انسان " چهل تکه" هستیم که دیگر به یک هویت خاص و ویژه تعلق ندارد و مالاً چند هویتی است. به عبارت دیگر معادلات دو قطبی پیشین که مرزهای فرهنگی را مشخص و از هم جدا می کرد، مانند ما و دیگران ، خودی و غیر خودی، شرق و غرب، شمال و جنوب، عمیقا رنگ باخته است زیرا این ها همه درترکیبات گوناگون، در نسبت های متغیر ، در منظومه هایی که هر دم فرو می پاشند و دوباره شکل می گیرند، از میان می روند و دوباره لعاب می بندند ، ظاهر می شوند. کوتاه سخن آنکه ما شاهد ظهور نوعی آگاهی سیاره ای هستیم که تمام سطوح هشیاری بشر را از عصر نوسنگی تا عصر اطلاعات در بر می گیرد. 


از سوی دیگر انقلاب الکترونیکی دو دهه گذشته به این پدیده دامن می زند و با باز نمودن جهانی که در آن واحد، یعنی در زمان واقعی به هم متصل است و بی واسطه می توان با هر نقطه آن ارتباط آنی برقرار ساخت، مجازی سازی را در سطح جهان تعمیم داده است ، به طوری که هیچکس را از آن گریزی نیست و همه در هر گوشه دنیا که باشند، در این شبکه گسترده فراگیر گرفتارند. ولی همزمان با همه این تغییرات بنیادی ، ما ناظر یک رخداد بی سابقه دیگر نیز هستیم که گویی آن روی سکه جهانی شدن است، و آن سر برآوردن دوباره ادیان، فرقه ها و سلوک های متعدد مذهبی است که در کلیه کشورهای جهان رو به افزایش است. این رخداد نو که ریشه هایش قدیمی تر از آنست که به نظر می رسد، نوعی افسون زدگی جدیدی را موجب می شود و کفه ترازو را به وجه نامرئی چیزها سوق می دهد. از همین روست که کوشیده ام که عرصه فراسوی آینه را که شامل فضای استحالات تمثیلی و روحانی است و با دنیای دو رگه سازی اختلاط فرق اساسی دارد، بررسی کنم و پا به عرصه ای گذارم که می توان آن را دنیای عرفان نامید. 


از آنجا که بخشی از کتاب به این موضوع پرداخته است لازم می دانم برای جلوگیری از هر گونه سود تفاهم احتمالی بیفزایم که غرض در این کتاب به هیچ وجه تداخل این دو حیطه نیست بلکه نشان دادن موجودیت موازی این دو بینش در عرصه تحولات کنونی جهان است. در ضمن تاکید بر این نکته هم ضروری است که گذر از این حیطه به فراسوی آینه از طریق ساخت های فکری رایج و شیوه ها و معیارهای شناخت متعارف مقدور نیست و مستلزم یک دگرگونی درونی و معنوی است. این مطلب را نیز متذکر شوم که سوء تفاهمی که بدان اشاره کردم گریبانگیر برخی از آثار من بوده است. 


فی المثل کتاب آسیا در برابر غرب که بیست و اندی سال پیش به طبع رسید، بحث های ضد و نقیض بسیار بر انگیخت ولی معضل اصلی کتاب، که من هنوز بدان اعتقاد دارم ، مورد بحث قرار نگرفت. دلیل این سوء تفاهم شاید این بود که این دو حیطه به وضوح از هم تفکیک نشده بودند و همین تداخل باعث شد که گروهی آن را سر آغاز تاریک اندیشی جدیدی بپندارند. آنچه در کتاب آسیا در برابر غرب در قلمرو حوزه تمدنی خاص مطرح بود اینک در این نوشته در سطح جهانی چند گانگی فرهنگی انعکاس یافته است. این دو حیطه امروز، بیش از هر وقت، مبتلا به بشر امروزی است، همه فرهنگ های جهان گرفتار این دوگانگی هستند: هم گرایش شدید به جهانی شدن داریم ، هم میل به فرو رفتن در لاک خود و در نتیجه احیاء کردن دوباره زندگی های قومی و قبیله ای پیشین که نوعی امنیت عاطفی و فرهنگی را فراهم می کند. به بیان دیگر تضادهای ناشی از این دو حیطه را هم در مجازی سازی می بینیم و هم در جهش های گاه مذبوحانه به سوی معنویتی از دست رفته. همه نشانه هایی که امروز با آن مواجه هستیم معرف این دو پهلویی و ابهام است. هم خلا و سرگردانی انسان امروزی را شاهدیم و هم جستجوی بی قرار امر مطلق را که رشد سرسام آور فرقه های جدید مذهبی نمونه بارز آن است، هم ناظر تحمیق رسانه های گروهی هستیم و هم شاهد تغییرات خلقی و رفتاری مثتبی که مجازی سازی تکنولوژی های پیشتاز زمینه ساز آن است. خلاصه کلام هم افسون زدایی را در مقابل خود می بینیم و هم افسون زدگی جدید را که دنیا را از نو جادویی کرده است. به همین دلیل این کتاب سعی کرده که این دو پدیده با به موازات هم و با نشان دادن محدودیت و قلمرو هر کدام، بررسی کند. من به عنوان ناظر کوشیده ام که این دو جنبه را به نحوی از انحاء نمایان سازم و تا آنجایی که ممکن است فضاهای متضاد و گاه گمراه کننده جهان کنونی را آشکار سازم. اگر خواننده ایرانی خود را در هزار توی این آشفته بازار سر در گم می یابد، مرا معذور بدارد چون تمام هم من، مصروف این شده است که گوشه ای از این بازار مکاره را روشن کنم و اگر توانسته باشم فطب نمایی، هر چند ناچیز ، در اختیار خواننده ایرانی بگذارم باید با تواضع بگویم که در این امر خطیر اندکی موفق شده ام. 


در پایان، این را نیز بیفزایم که این کتاب در اصل به زبان فرانسه نوشته شده است و ما کوشیده ایم ترجمه فارسی آن را تقریبا همزمان با متن فرانسه در اختیار خوانندگان ایرانی بگذاریم. در اینجا لازم می دانیم از همت خستگی ناپذیر خانم فاطمه ولیانی که این کتاب را با مهارتی کم نظیر به فارسی برگرداند صمیمانه تشکر کنم. از دوست بسیار گرامی ام کامران فانی نیز از صمیم قلب سپاسگزارم که در تمام مدت تدوین این کتاب ، مخاطب خلاق من بود و با همکاری و همفکری بی دریغ خود، بسیاری از نکات تاریک آن را برایم روشن ساخت. همچنین مدیون مراحم بهاءالدین خرمشاهی هستم که به رغم مشغله های ذهنی فراوان متن ترجمه را از نظر دقیق خود گذراند و نکات سنجیده و شایسته ای را پیشنهاد کرد و سرانجام از علی دهباشی که نظارت همه جانبه ای در مراحل گوناگون انتشار این کتاب از خود نشان داد باید تشکر کنم. 

 

داریوش شایگان

تهران - آبان ۱۳۷۹