مترجم: الهام دارچینیان

با اجرای بسیار زیبای: ارغوان اشترانی     زمان کل: ۱ ساعت و ۸ دقیقه

 دانلود بخش اول (حجم: 9.8MB)

نوشته شده توسط دامون


آنا گاوالدا
الهام دارچینیان


کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه و اکثرا مرتبط با مسائل احساسی هستند . سبک نوشتنش خیلی روان و ساده است . در بعضی داستان ها رو بعد ادبی ماجرا و حالات روحی کار کرده ، در بعضی ها هم نه تنها سعی کرده یک موضوع جالب پیدا کنه . کلا کتاب قشنگیه و به نظرم ارزش خوندن داره . بعضی داستانهاش واقعا لذت بخش هست .
در حال و هوای سن ژرمن : درباره یک آشنایی کوتاه خیابانی بین یک دختر و پسر . خیلی قشنگ و ملموس بود
سقط جنین : اسمش واضحه .... خانمی که با اشتیاق منتظر بچه اش هست و بعد مجبور به کورتاژ می شه .... اینم غمگین و قشنگ بود
این مرد وز ن : بررسی رابطه یک زن و شوهر میان سال .... بد نبود
اپل تاچ : اینم در رابطه با یک دختر مجرد و افکارش هست .... بد نبود
آمبر : عشق بین یک دختر و پسر ..... خوب بود ..... دختر عکاس هست و وقتی عکس های پسر رو نشونش می ده می بینه فقط در حالات مختلف از دست های اون عکس گرفته .... خیلی این قسمت را دوست داشتم
مرخصی : یک برادر موفق و یک ناموفق و رقابت بر سر یک دختر ..... بد نبود
حقیقت روز : در مورد یک تصادف و عذاب وجدان ..... موضوعش خیلی جذاب بود
نخ بخیه : در مورد یک دامپزشک زن در یک روستا ..... اینم مثل قبلی موضوع بامزه داشت
پسر کوچولو: یک پسر پاستوریزه که یک دفعه شیطون می شه .... مثل دو مورد قبلی رو داستانش کار شده بود
سال ها : مردی عاشق دختری است که او رها می کند ... سال ها می گذرد مرد ازدواج می کند و موفق است اما همچنان فقط عاشق دختر است و ..... خیلی قشنگ بود
تیک تاک : این عشقولانه است بین دو تا کارمند یک شرکت ..... بد بنود
سرانجام : در مورد نویسنده ...... خوب بود

نویسنده کتاب را در 29 سالگی نوشته و کتاب خیلی زود اون را مشهور کرده . توی ایران هم از کتاب استقبال خوبی شد و به چاپ سوم را که رسید ( بیشتر رو نمی دونم ). جملات زیبایی که دوستان توی انجمن از کتاب معرفی کردن باعث شد بخونمش . اسم کتاب فوق العاده قشنگ انتخاب شده بود

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

حالا به خوبی می داند که جز او کسی را دوست نداشته و هیچ کس جز او ، او را دوست نداشته . که او تنها عشقش بوده و هیچ چیز نمی تواند این را تغییر دهد ، که هلنا گذاشت او مانند شیئی دست و پا گیر و بیهوده بر زمین بیفتد و هیچ گاه کلمه ای ننوشت و دستش را دراز نکرد تا او دوباره بلند شود .